۱-در جهان چیزی به عنوان آغاز و پایان وجود ندارد.
زندگی امروز خود را به شیوه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است.یعنی زندگی شما ابدی است و این ابدیت در همین زمان و همین مکان و در همین لحظه خلاصه شده و به این ترتیب عامل زمان را از زندگی خود حذف میکنیدو در زندگی فارغ از زمان یک روز و یک میلیون سال همانند و یکسان است.شما یک موجود ابدی هستیدو بخش نامرئی یعنی روان شما که جزیی از نظام پایدار الهی است هرگز نمیمیردو با ایمان به این نکته کلیه نگرانی ها و امور جزیی زندگی شما محو خواهد شد.وابستگی و وسوسه و هوای نفس شما به چیزهایی که هرگز به دست شما نخواهند رسیدو مایملک شما نخواهند شد به میزان زیادی کاهش میابد.در اینه بنگرید و با صدای بلند بگویید من این جسم خاکی خود نیستم و چیزی بسیار والاتر از این هستم.یک نیرو و اراده الهی هستم و نه تنها یک جسم مادی.

۲-شما هم اکنون همه چیز هستید و همه چیز دارید.منظورم این است که هیچ چیز به اینده حواله نشده است و در اینده نصیب شما نخواهد شد.همه چیز هم اکنون نزد شما و در کف شماست. به این بیان توجه فرمایید و به نحو شایسته ای پیرامون ان بیاندیشید. اگر شما در حال حاضر از زندگی خود لذت نمیبرید و با ان هر انچه گرد اورده اید خوشحال و راضی نیستید .اگر از وضع سلامتی خود و شغل خود و روابط خویشتن با دیگران رضایت ندارید.اگر وضع زندگی شما زیر و رو هم بشود باز هم راضی نخواهید بود.توان لذت بردن ما از زندگی ناشی از انتخاب و اراده ما از لذت بردن از انست و نه ناشی از عوامل بیرونی.هیچ چیز بیرونی توان بخشیدن خوشبختی و یا رضایت خاطر به ما را ندارد.آنچه کیفیت زندگی ما را تعیین میکند اراده ما برای نیکبختی است که از زندگی خویش شاد و خشنود باشیم و این بستگی به دیدگاه و نگرش ما به خویشتن و موضع و موقعیت ما در جهان دارد. و بنابر این اگر شما از نوع افرادی هستید که برای احساس کمال نیاز به داشتن بیشتر و بیشتر دارید باز هم برغم کسب ان احساس کمبود خواهید کردو به اصطلاح عامیانه با داشتن همه چیز باز هم ول معطل خواهید بود.(وین دایر)

استواری پاهایت را پاکی اندیشه ات را
قدرت دستانت را بینش عمیقت را
نجابت چشمانت را هوش سرشارت را
راستی گفتارت را اراده محکمت را
خلوص رفتارت را تفکر خلاقت را
درستی کردارت را سلامتی ات را ...(ناهید مومن خانی-مجله موفقیت)

چگونه میتوانم خوشبخت راضی بی نیاز -دوست دار و دوست داشتنی باشم و در عین حال در یک جامعه مادی که تار و پود آن بر اساس ارزشهای مادی گذاشته شده زندگی کنم؟آیا میتوانم در جامعه ای که غرق در آزمندی طمع و مال اندوزی است با شادی و خشنودی سر کنم؟و آیا این امری ممکن است؟چگونه میتوانم زندگی روزانه خود را در سایه عشق و محبت و هماهنگی و همدلی به سر آورم و برخوردار از موفقیت باشم در حالی که اطرافیان من برای انباشتن ثروت بیشتر و جمع آوری مال دنیا در آشوب و آشفتگی غوطه میخورند و تنهایی ابدی خود رامیخرند؟من معتقدم که پاسخ این سوالات را میتوان در معنی رهایش جستجو کرد.

رهایش از چی؟
۱-رهایش از اشیا اموال و مادیات۲-رهایش از افراد دیگر۳-رهایش از گذشته۴-رهایش از جسم خویشتن۵-رهایش از عقاید اکتسابی و وسواس در حق به جانب بودن۶-رهایش از پول۷-رهایش از پیروز شدن
هریک از انواع گرایش هایی را که گفته شد در رابطه با خود بسنجید و دقت کنید که کدامیک از آنها در رابطه با شما مصداق دارد.به یاد داشته باشید که عشق ورزیدن به هر یک از هفت مورد فوق و در عین حال رهایش از آن ممکن است.میتوان به چیزهایی عشق ورزید اما وابسته نبود .دست کشیدن و رها کردن و آزادگی و گذشت را تمرین کنید.
راز اول:ممکن است رهایش را به معنی نبود عقیده و هدف در زندگی تعبیر کنیدکه آدمی مجبور است به کنجی بخزد تا بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشدو به بقا ء خود ادامه دهد. برای رفع این سوء تفاهم باید خاطرنشان کنم که افراد موفق در زندگی آنهایی هستند که میدانند چگونه در جهت جریان طبیعی زندگی جاری شوندو نه کسانی که رودر روی آن میایستند و میجنگند.اینها افرادی هستند که در عوض آشوب و آشفتگی درونی با خود در صلح و سازش هستند و از صفای درونی با خود در صلح و سازش هستندو از صفای درون برخوردارند.همراهی و همگامی در جهت روند کائنات در عوض رودررویی و جنگ و ستیز با آن یک راه مطمئن برای پرهیز از یک زندگی متشنج و آشفته است.از آن نوع زندگی که همواره در تلاش برای حرکت در جهت باد مخالف سردرگم و ناکام است.

راز دوم:رهایش از افرادی که مورد عشق و علاقه شما هستند ممکن است موجب نگرانی شما شود.ممکن است احساس کنید که رهایش به معنی بی تفاوتی و بی قیدی در عشق است. در رابطه عاشقانه درست عکس این است و به معنی عشق ورزیدن عمیق و بدون قید و شرط به دیگران است و دوست داشتن آنها به خاطر همان چیزی که هستند بدون داوری پیرامون آنها و نه به وسطه آن چیزی که ما میخواهیم باشند و احترام به آزادی آنها در بر گزیدن راه زندگی خویش است.رهایش در مورد کودکان این نیست که آنها را به حال خود رها کنیم و بگذاریم با پیروی از غرایز خویش هر آنچه میخواهند بکنندو مسئولیت های خود را فراموش کنند.نگرش بر پایه رهایش مانع از این میشود که کودکان بتوانند با رفتار خود بزرگتر ها را بدل به برده های احساساتی نمایند .

راز سوم:سعی در خواندن نکات زیر بدون گرایش به اشتباه کار دانستن من بکنید.آیا آماده هستید؟بسیار خوب از همین جا آغاز نمایید:"هر چه کمتر خود را نیاز مند پول بدانید مبلغ بیشتری به سوی شما سرازیر میشود.هر چه کمتر حرص بزنیدو آه وناله کنید پول به میزان کافی برای رفع نیازهای شما عایدتان میشود.هر چه بدون انتظار و چشمداشت ببخشید مبلغ بیشتری به سوی شما باز می گردد.من میدانم که این یک اصل اساسی در زندگی من بوده که ار آن بهره مند شده ام وبرای من کارآیی داشته است.هنگامی که از گرایش به پول رها میشوم و از گذاشتن برچسب قیمت بر هر کار و چیزی خودداری میکنم شاهد سرازیر شدن پول به سوی خود به ارقام گزاف و باور نکردنی میشوم.(وین دایر)

راز زندگی:در تاریکی شمعی بیفروزید.(کنفوسیوس)

رازهای زندگی:
روح های بزرگ و ارجمند همیشه با مخالفت خشونت آمیز افکار عوام درگیر بوده اند.(آلبرت انیشتن)

راز دوم:تا زمانی که نغمه دل خویش را شکوفا نساخته اید آرام نشینید.
راز سوم:نمیتوانید آنچه خود ندارید به دیگران ببخشید.
راز چهارم:سکوت سرشار از ناگفته هاست.
راز پنجم:گذشته خود را رها کنید.
راز ششم:نمیتوانید مشکل خود را با همان ذهنی حل کنید که آن را آفریده است.
راز هفتم:هیچ گونه خشم و رنجشی قابل توجیه نیست.
راز هشتم:با خود به گونه ای رفتار کنید گویی همانی هستید که آرزویش را دارید.
راز نهم:الوهیت درون خود را گرامی بدارید.
راز دهم:پرهیز از افکاری که شما را ضعیف میکنند نشانه فرزانگی ست.(وین دایر)


قسمتی از نوشته کیوان شاهبداغی
K1_SHAHBODAGH@YAHOO.COM